💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
گزارش کارآزمایشگاه و مطالب مختلف

چهارشنبه 11 دی 1392
ن : mahdishirkavand ارسال نظر(0)

عجب روزگاریه...

عاقا جدیدا رفته بودیم واسه داداشم خواستگاری

دیدیم عروس نشسته خیلی ریللللللللکککککککککس با شلوار لی و تیشرت.

انقده پررو بود همش سیخ تو چشای هممون نگاه میکرد

مامانم توگوشم گف خوبه والا نه شرمی... نه حیایی... نه... همین جوری داشت میگف که

یهو دیدیم عروس با چادر از آشپزخونه چایی به دست اومد سلام کرد. !!!!!!!!

در بهت و حیرت بودیم که ....

هیچی دیگه فهمیدیم اون داداش عروس بوده!!!!!!