
من گمان می کردم
دوستی همچون سروی سرسبز
چارفصلش همه آراستگی ست
من چه می دانستم ...
هیبت باد زمستانی هست
من چه می دانستم ...
سبزه می پژمرد از بی آبی
سبزه یخ می زند از سردی دی
من چه می دانستم ...
دل هر کس دل نیست
قلبها ز آهن و سنگ
قلبها بی خبر از عاطفه اند

ن : mahdishirkavand


نظرات کاربران
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید