گزارش کار آزمایشگاه فیزیولوژی جانوری
گزارشکار آزمایشگاه فیزیولوژی جانوری
شیشه ی پنجره را باران شستاز دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست...؟چه بگویم با تو ؟دلم از سنگ که نیستگریه در خلوت دل ، ننگ که نیستچه بگویم با تو ؟که سحرگه دل من باز از دست تو ای رفته ز دستسخت در سینه به تنگ آمده بود
دوستت خواهم داشت در ســـــــکوتکه مبادا در صـــــــدایم توقعی باشد که خاطرت را بیازارد
مـــــــــــیان این همــــــــه "اگـــر" تــــو چـــــــــــقدر "بایدی "
میـدونی بن بست زنـدگی کـجـاست ؟جــایــی کـهنـه حـــق خــواسـتن دارینـه تــوانــایـی فـــرامــوش کـــردن
"خدایا" چه کرد روزگارت با منکه دیگر گریه امآرام نمیکند مرا... ؟؟؟
این روز ها میشود فهمیدتحمل گرسنگی و تشنگیچقدر آسان تر از این استکه یک دنیا حرف داشته باشی و نتوانیروزه ی سکوتت را بشکنی
قلبم را در روشنايي امروز تقديمت مي كنم تا در تاريكيه فردا فراموشم نكني
صفحه قبل1...5657585960...86صفحه بعد