توی آسانسور بودم یه دختری هم سوار شد اول ساکت بود بعد گفت : چطوری ؟ گفتم : الحمدلله یه نگاهی به من کرد ، هندزفری شو جابجا کرد ! معلوم شد داره با تلفن حرف می زنه! هیچی دیگه منم تسبیحم رو از تو جیبم در آوردم ادامه دادم : الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله …
کاری نه با جمهوری اسلامی دارم نه کاری به فتنه و ضد انقلاب و اصولگرا و اصلاح طلب و ....
با انسانیت کار دارم ... کسی هست بگه که اوباما حق داره اونجوری بچشو بغل کنه و خیلی راحت نیروهای اسراییلی که آمریکا همیشه ازش دفاع کرده اینجوری یه خانواده رو نابود کنن؟؟؟
متنفرم از اشخاصی که ادعای روشنفکریشون میشه و همچنان از آمریکا حمایت میکنن ... به امید ظهور حضرت حجت (عج)
حاج آقا قرائتی : اگر لامپی در یکـــ خیابانی بزنند،افرادی بیایند این لامپ را بشکنند.. لامپ دوم را بزنند،لامپ دوم را هم بشکنند.. لامپ سوم را بزنند،لامپ سوم را هم بشکنند .. اگر یازده لامپ بزنند و مردم نااهل بشکنند حکم عاقلی دیگر می گوید: "لامپ دوازدهمین را وصل نکـن ایـن ها هنوز آدم نشدهاند،لیاقت ندارند بگذار در تاریکی باشند. "
یازده امام آمد و یازده چراغ هدایت را شهید کردند .. چراغ دوازدهمیـن را دیگر خداوند وصل نکرد ... مے گوید:هر وقت آمادگی اش را داشتید، شما هنوز متمدن نشدهاید ...
تو حیاط دانشگاه نشسته بودم.... یه دختر پسر هم 5 متر اونورتر داشتن با هم ساندویچ میخوردن!!! این وسط یه گربه گرسنه اومد خودشو نزدیک اینا کرد که یه تیکه از ساندویچشون بهش بدن!!! دختره لوسه حال به هم زن گربه رو دید خودشو لوس کرد برا پسره که وای من میترسم و این حرفا... حالا اینطرف پسره که از قیافه اش میباره از اون کتک خور ها بوده تو محله... بلند شد پاشو برد زیر شکم گربه و شوتش کرد چند متر اونورتر.... گربه چند غلط زد و از گرسنگیش دوباره اومد جلوشون.... پسره بازم برا خودشیرینی این کارو کرد!!! از تو بوفه دانشگاه یه ماست خریدم و یه تیکه نون آوردم... دادم به گربه بیچاره... با چنان عشقی میخورد که شرمنده اش شدم... بعضی از آدما یه موقعی یه کارایی میکنن که ادم از ادم بودنش خجالت میکشه!!!