ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

گزارش کارآزمایشگاه و مطالب مختلف

سه‌شنبه 15 بهمن 1392
ن : mahdishirkavand ارسال نظر(0)

تحقیق مدارس و دانشگاه


امام در لغت به معنى كسى است كه پيشاپيش پيروان خود در حركت بوده و عملاً رهبرى آنان را در يك مرام دينى، يا سياسى، يا مسير اجتماعى و يا مسلك علمى به عهده داشته و ديگران از او پيروى مى كنند.
با توجّه به معنى وسيع كلمه «امام» از نظر شيعه امامت منصبى است الهى و انتصابى نه انتخابى. و همچنان كه پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم) را خدا معرفى مى كند اين مقام نيز از جانب خدا به شايسته ترين، داناترين و وارسته ترين فرد داده مى شود. در اين بخش دو نكته مورد بحث قرار خواهد گرفت:
1- نياز به امام
2- انتصابى بودن او از طرف خدا

ضرورت وجود امام
دقّت و بررسى در لزوم فرستادن انبيا و نبوّت عامّه، ما را به واقعيّت نياز به وجود امام معصوم آگاه مى سازد، زيرا روشن است كه هرگونه تحرّك، چه مادى و چه معنوى نياز به زمامدار و رهبرى دانا دارد، زيرا ممكن است براثر نداشتن زمامدار و رهبر كه نقش مهم و عمده در گرو اوست، انحراف در مسير پديد آيد، نيروها هدر و هدف از دست رفته و به مقصد نرسند، اگر چه خدا انسان را با نيروى فكر و خِرَد مجهّز كرده، پيامبر و كتاب آسمانى براى او فرستاده، امّا انحراف پذيرى انسان، تأثّر او در شرايط خاص زمانى و مكانى و تأثير فشار و جوّ حاكم بر محيط سبب مى شود كه در تعيين راه خود اشتباه كند و به جاى ترقّى و رسيدن به سر منزل سعادت و تكامل، مسير قهقرايى و شقاوت را بپيمايد.
تنها امام معصوم است كه جامعه را از خطر گمراهى و انحراف مصون مى سازد، وجود امام معصوم مانند پيامبر مكمّل هدف آفرينش است، كوتاه سخن آنكه: امام معصوم عبارت است از زعيم مسلمانان، رهبرى دينى، سياسى و اجتماعى و اُلگوى انسان براى رسيدن به قلّه والاى انسانيّت و پيشرفت دنيا و آخرت، كه در پرتو وجود او تكامل مادى و معنوى انجام مى پذيرد و سعادت دنيا و آخرت تضمين مى گردد، زيرا او واسطه فيض الهى است.


تعيين امام به عهده كيست؟
نوع برداشت و درك مسلمانان، از امامت رمز اختلاف عقيده و تقسيم آنان به شيعه و سنّى شده است، عقيده شيعه - طبق فرموده قرآن و روايات پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم) و اهل بيت(عليهم السلام) - بر اين است كه امامت ادامه راه رسالت و نبوّت است و پيامبر به فرمان خدا رهبر و جانشين بعد از خود را تعيين و معرّفى نموده و زمام امور دينى و اجتماعى مردم را به او سپرده است و امام علاوه بر اداره امور اجتماعى مسلمانان، نگاهبان اصالت احكام الهى از انحراف و بيانگر نقاط پيچيده مسائل اسلامى مى باشد، بنابراين شيعه امامت را اصلى از اصول اعتقادى مى داند و همان طور كه تحقيق و بحث از مسائل نبوّت را در متن زندگى خود قرار مى دهد، در شناسايى امام و بحث از امامت نيز تقليد را روا نمى دارد، بلكه بر هر فرد واجب دانسته كه آن را با دليل و برهان درك كند.
آري! نبوّت و امامت با يكديگر توأم و غيرقابل انفكاكند و اين دو در بخشهاى مهمى از برنامه هاى دينى با يكديگر مشاركت دارند. با اين تفاوت كه پيامبر پايه گذار دين، مبلّغ قوانين آسمانى و طرف ارتباط مستقيم با وحى است و امام معصوم روشنگر، مبيّن و مفسّر آن بخشهايى از آيين پيامبر است كه در اثر نامساعد بودن محيط و شرايط زمان كاملاً بيان نشده است.
امام معصوم علاوه بر رهبرى حكومت اسلامى، اجراى قوانين و حفظ اصالت مكتب از كجى ها، انحرافات و افكار آلوده التقاطى مغرضين را به عهده دارد و حافظ منافع باطنى و تكامل معنوى افراد جامعه است. اين خصوصيّات اقتضا مى كند كه جانشين پيامبر كه مقام پرمسئوليت و خطير رهبرى جامعه در اختيار اوست، مانند شخص پيامبر داراى صفات عالى، خصوصيّات برجسته و ويژگيهاى استثنايى همچون مقام عصمت و مصونيّت از خطا و گناه، برخوردارى از علم و دانش سرشار در امور دين و دنيا و وارستگى از آلودگيها باشد، تا مقام امامت وى تحكيم گردد.

مسأله اى كه نمى توان ناديده گرفت
با توجّه به شرايط سنگين و مهمّى كه براى امام معصوم ذكر شد، آيا مى توان مسأله جانشينى پيامبر و زعامت امّت را كه سرنوشت سازترين فراز عالم اسلامى است ناديده گرفت؟
هرگز! بنابراين تعيين امام معصوم مربوط به خدا است و او اين مقام را به هر كسى واگذار نمى كند.
از سوى ديگر، پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) كه زحمات فراوانى تحمّل نموده و مشقّات زيادى كشيده تا توانست آيين و مكتب خود را بنيان گذارد، آيا حكمت و اصول عقلى اقتضا مى كند كه امّت خود را بدون تعيين جانشين رها كند؟ آيا عقل و خرد مى پذيرد كه پيامبر در اين مسأله سرنوشت ساز، جانب سكوت و بى تفاوتى را بگيرد؟! آيا باوركردنى است پيامبرى كه اگر چند روزى براى غزوه اى از شهر مدينه خارج مى شد جانشين تعيين مى كرد، براى امّت اسلامى و محدوده وسيع و گسترده كشور اسلامى پس از خود جانشين تعيين ننمايد و مردم را در تحيّر و نابسامانى فكرى و عملى رها كند؟! آيا معقول است اسلام كه آيينى است جهانى و مخصوص به زمان و مكان معيّنى نيست، پيامبرش براى تداوم راه آن، هيچ گونه اقدامى ننموده و مسأله اساسى رهبرى را به دست فراموشى بسپارد؟!
با كمى انديشه روشن است كه از نظر عقل، تعيين امام و جانشين لازم است و با مراجعه به تاريخ و كتب حديث مطلب كاملاً واضح مى شود، زيرا پيامبر به صراحت بيان مى كند كه: «هر كس بميرد و امام معصوم زمان خويش را نشناسد در جاهليّت مرده است» در اين حديث شدّت مسئوليت و ضرورت شناخت رهبر معصوم به حدّى است كه انسان را در مرز كفر و جاهليّت قرار داده است، با اين وصف چگونه پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم) راضى خواهد شد كه امّت اسلامى به عصر جاهليّت عقب گرد نمايد؟!
آرى پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) در اوّلين مراسم ابلاغ رسالت خود، هنگامى كه به فرمان خدا نزديكانش را به منزل عموى خود ابوطالب فرا خواند، فرمود:
«... خدا به من دستور داده است كه من شما را به سوى آيين او دعوت نمايم، كدام يك از شما با من همكارى مى نمايد تا برادر و وصى و جانشين من باشد؟» هيچ كس پاسخ نداد جز حضرت على (عليه السلام) و پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم) نيز او را به عنوان خليفه و امام بعد از خود تعيين فرمود.